تبليغاتX
شاعرانه - poetic

91/03/03

روز 4 خرداد روز دزفول گرامي باد

سعيدي راد

۱
دزفول که چون دلاوری آماده ست
در هر قدمش گلوله ای افتاده ست
گفتند که با وضو قدم بگذارید
هر کوچه این شهر شهیدی داده است!

2
این شهر به قدر عشق حرمت دارد
این گوشه ی خاک قدر و قیمت دارد
اینقدر شهید دارد این شهر شگفت
انگار که با بهشت نسبت دارد

3
شب های وصال را بخاطر بسپار
دلهای زلال را بخاطر بسپار
از لشکر هفت عشق، گردانهای
عمار و بلال را بخاطر بسپار

4
ای شهر که شور محشرت در یاد است
تاریخ تو گلزار «شهید آباد» است
در برگه ی تقویم دلم آوردند
پیروزی تو چهارم خرداد است
*وزارت کشور در تاریخ۴/۳ /1366 دزفول را به پاس مقاومت‌ها و رشادتهایش در دوران دفاع مقدس به عنوان "شهر نمونه" برگزید.

۵
ایثار در این کهنه سرا معمول است
همواره دعای مردمش مقبول است
پرسید یکی: کجاست این شهر شگفت؟
گفتند: امام شهر ها دزفول است!

۶
هر چند که خارج از بیانی دزفول!
یک شهر همیشه قهرمانی دزفول!
از مردم مهربان و با ایمانت
پیداست نمونه در جهانی دزفول!

۷
هر لاله سر زخود رهیدن دارد
پرواز بدون بال دیــدن دارد
خوشبخت ترین شهید هنگام عروج
از «سبز قبا» شال به گردن دارد

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/03/03

حسن مطلع ماه رجب

چشم‌هاي حيرت‌زده به سمت افقي دور خيره شده‌اند تا حلول هلال ماه «رجب» را به نظاره بنشينند. حلول ماهي كه با درخشش نام «هفتمين معصوم» در آسمان مدينه توام است.

... و چه زيباست رويت دو ماه در يك شب!

... و چه حسن مطلعي دارد ماه رجب!

رنگين‌كماني از خاك تا افلاك پل بسته است. صداي موسيقي روح‌انگيزي از سمت آسمان به گوش مي‌رسد. عرشيان در اطراف نوزادي حلقه زده‌اند و شادماني مي‌كنند. آن طرف‌تر شاعري از جنس آب زير لب زمزمه مي‌كند:

شد طواف عرشيان مستانه بر گرد سرش

گشته زين‌العابدين مدهوش بوي عنبرش

خاك خاموش به وجد مي‌آيد. نخل‌هاي مدينه رقص‌كنان به استقبالش كوچه باز مي‌كنند. گل‌ها به خاك‌بوسي‌اش سر از پا نمي‌شناسند. خورشيد و ابر به هم بوسه مي‌دهند و ميلادش را به هم تبريك مي‌گويند. كوچه‌هاي خاكي و منتظر، بوي عود و عنبر مي‌دهند و به اين ترتيب نوزادي از سلسه نور به اهل زمين هديه مي‌شود كه نام «محمد» بر پيشاني‌اش مي‌درخشد. همان كه بعدتر به «شكافنده دانش» شهره آفاق مي‌شود و براي يك پدر چه چيزي گرانبهاتر از اين‌كه فرزندش فخر آسمانيان باشد؟

اي همنام پيامبر!

چگونه كودكي‌ات در كربلا رقم خورد؟ وقتي مي‌ديدي منظومه‌اي از خورشيدهاي فروزان بر نيزه‌هاي خونرنگ غروب مي‌كنند. از ميان شعله‌هاي خشم مي‌ديدي و آب‌مي‌شدي و چه خوب مي‌گفتي كه آن بر نيزه رفته بي‌تاب جرعه‌اي آب نبودند. بلكه تشنه لبيك بودند. تقدير الهي اين بود كه زنده بماني تا پيامبر كربلا باشي!

چه تقدير خوشايندي داشت «جابر انصاري»! آن پير روشن ضمير نابينا كه زنده مانده بود تا سلام خدا و رسول مهربانش را به تو عرضه كند.

اي پنجمين پنجره گشوده شده به سمت ملكوت!

همه پلك‌ها، پروانه‌وار به سمت تو بال مي‌گشودند آنگاه كه چون آفتاب در كوچه جاري مي‌شدي.

در روزگار شب‌زده بي‌خردي؛ دروازه‌هاي علم به دست تو فتح مي‌شدند و تو شكافنده هر چه دانش مي‌شدي.

به نقل از روزنامه جام جم امروز چهارشنبه سوم خرداد

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/31

نشاني

اين شناسنامه عكسدار من نيستم

اين عكس پشت جلد هم،

نه!

اين شعرهاي پريشان هم نشاني از من ندارند.

اگر خواستي سراغي از من بگيري

باراني ات را بپوش

و از پيرمردي

كه دانه هاي باران

در بين انگشت‌هايش

بالا و پايين مي افتند؛

نامم را بپرس!

و بي درنگ

در چين هاي پيشاني اش جاري باش!

حتي خورشيد هم

در همين حوالي غروب مي كند.

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/25

ای مادر مهربان پدر!

سلام بر تو كه پيداترين پنهاني. سلام بر تو كه باشكوه ترين و رازناك ترين بانوي عالم هستي.
    
    از تو نوشتن ساده نيست، مگر لطف و كرامت تو به واژه هايم جرات برخاستن بدهند. واژه هايم كم مي آورند وقتي مي دانم تمام هستي به خاطر گل روي تو آفريده شده است.
    
    واژه هاي من حقيرند در برابر اين كه پيامبر آسماني تو را پاره تن خود مي داند.
    
    اي مادر مهربان پدر!
     وقتي چشم گشودي همه جهان شب بود و شعب ابي طالب. قحطي وجدان بيداد مي كرد و خشكسالي محبت و عاطفه دل ها را تسخير كرده بود. باغ ها از گل خالي بود و دل ها از عشق!
    
    پيش از تو هيچ رودخانه اي به مقصد نمي رسيد. هيچ موجي راه ساحل را نمي دانست و هيچ نردباني دلي به آسمان نمي رساند و هيچ پلي به ارتباط تن نمي داد. شوق از تو گفتن زبان پرنده ها را به آوازخواني باز كرد.
    
    نام زيبا و بلند تو كه طلوع كرد، لبخندي زيباتر از بهشت بر چهره شيرين پيامبر (ص) درخشيد و «زن» معنا گرفت.
    
    اي مادر گل!
      روزگاري است كه گلدان هاي ما خشكيده است. گل هاي كاغذي و پوشالي رونق يافته و در سراشيبي تند زندگي، دوره جاهليت به شكلي مدرن جريان دارد. عمري است كه از استشمام عطر وجود تو و گل هاي محمدي دور افتاده ايم.
    
    روز ميلادت از خدا بخواه بر شوره زار دل هاي بي نصيب از عشق باراني از لطف و مهر خود را ببارد!
       تو آمده اي و زبان ها همه به شعر ختم مي شود، هرچند دست شعر نيز از دامن محبت تو كوتاه است و الكن، شعرسرايي درباره تو اين روزها فراگير.
    
    من شاعرم و مي دانم كه «مادح خورشيد مداح خود است» اما دلم با تو همراه است و اشك سرايي مي كند كه:
        نور دو چشم پدر! آمده هجران به سر
        خاك چو يعقوب بود خلقت تو پيرهن
        باد تكان مي دهد بيرق نام تو را
        مادر حوا تويي! معني والاي زن
        همين!  
     لینک این مطلب در جام جم امروز
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/25

معنی والای زن

عرش‌ خدا پر شد از عطر گل‌ یاسمن‌
ساقی‌ لب‌ تشنه‌گان‌! باده‌ بنوشان‌ به‌ من‌

جان‌ مرا تازه‌ کن‌، مطرب‌ شور‌آفرین‌
بر رگ‌ روحم‌ بیا زخمه‌‌ی دیگر بزن‌

هلهله‌ی‌ عرشیان‌ می‌رسد از هر طرف‌
غرق‌ چراغانی‌ است‌، حتی‌ بیت‌الحَزن‌

رقص‌کنان‌ می‌رود عشق‌ به‌ پابوس‌ دل‌
چرخ‌زنان‌ می‌رسد، روح‌ به‌ دیدار تن‌

نور دو چشم‌ پدر! آمده‌ هجران‌ به‌ سر
خاک‌ چو یعقوب‌ بود، خلقت‌ تو پیرهن‌

بوی‌ خدا می‌دهی‌ ای‌ گل‌ مینو‌‌سرشت‌
بوی‌ شهیدان‌ عشق‌، بوی‌ حسین‌ و حسن‌

باد تکان‌ می‌دهد بیرق‌ نام‌ تو را
مادر حوّا تویی‌، معنی‌ والای‌ زن‌

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/25

خورشید در مشت!

سرانجام كتاب مجموعه شعر :"خورشيد در مشت" با موضوع بيداري اسلامي به نمايشگاه كتاب رسيد. اين مجموعه شعر قرار است فردا پنجشنبه در ساعت ۴ عصر در سالن ياس نمايشگاه بين المللي كتاب رونمايي شود.
محل عرضه كتاب: سالن شبستان - راهرو ۲۴ غرفه كانون انديشه جوان

اشعار اين مجموعه به دنبال فراخوان شعر انتفاضه سوم در سايت فارسي زبانان تهيه و گردآوري شد و به همت و تلاش انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي چاپ و منتشر شده است.

اين كتاب ۴۰۰ صفحه اي اشعار بيش از ۱۰۰ شاعر را در دل خود جاي داده و شامل ۳ بخش اشعار كلاسيك، سپيد و نقد و برسي اشعار است.

بر خي از شاعراني كه اشعار زيبايشان در كتاب درج شده است:
عليرضا قزوه- محمدحسين انصاري نژاد - سيد حميدرضا برقعي- صادق رحماني- مريم حقيقت- ميثم خالديان- قاسم صرافان- مهدي سيار- سيد محمد مهدي شفيعي- مصطفي كارگر- علي فردوسي- ميلاد عرفانپور- خليل عمراني- مطهره عباسيان- وحيد طلعت- پيمان طالبي-حسنا محمد زاده- علي محمد مؤدب- سيد حبيب نظاري- محمدرضا وحيد زاده - سيد محمد آتشي- رضا اسماعيلي- سيد حبيب حبيب پور- نسرين حيايي تهراني- علي داودي- مريم توفيقي- فضل الله قاسمي- مجيد سعد آبادي- علي هوشمند- فريبا يوسفي- نغمه مستشارنظامي- سيد حسن مبارز- رضا شيباني- و ...

"خورشید در مشت رونمایی شد!

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/17

گزارش شعر خوانی

دیروز شنبه در سالن بیداری نمایشگاه بین المللی کتاب شب شعری به همت سایت فارسی زبانان و موسسه شهرستان ادب برگزار شد.
اینم لینک گزارش 

و اینم لینک تصاویرش

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/13

نمایشگاه کتاب 3

سعيدي راد           سعيدي راد

مجموعه نثر ادبي (نامه ها) با نام:  ديگر عرضي ندارم
نشر هنر رسانه اردیبهشت

مجموعه خاطرات اولین روحانی شهید حجت الاسلام قنوتی با عنوان: سه مزار برای یک شهید
انتشارات پیام آزادگان

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/13

نمايشگاه كتاب 2

 

           سعيدي راد                سعيدي راد

كتاب گزيده شعر: ساعت به وقت دلتنگي

كتاب گزيده نثر ادبي : حق با آفتابگردان هاست
نشر تكا (توسعه كتاب ايران)

سعيدي راد

از كتاب ساعت به وقت دلتنگي

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/13

نمايشگاه كتاب

     پنجره هشتم               انعكاس آفتاب

كتابهاي پنجره هشتم و انعكاس آفتاب
نمايشگاه كتاب - سالن شبستان - راهروي شماره يك - غرفه شماره يك

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/12

یک رباعی برای شهید مطهری:

مطهري


هر چند به نام تو بنا ساخته ایم
همواره به دشمنان تو تاخته ایم
استاد شهید من! ببخشید ولی
افکار تو را هنوز نشناخته ایم!

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/05

بانوی آب و آیینه!

سلام بر تو كه امروز ابرهاي سياهپوش در خيابان به تشييع تو آمده اند. اندوه، اندوه اشك از مژه هاي آسمان جاري است. باد مرثيه مي خواند و دسته هاي سينه زني باران به راه افتاده است. همه ذرات كائنات همصدا شده اند تا نام مبارك تو را تكرار كنند.
        بانوي آب و آيینه!
    چگونه از تو بگويم وقتي بغض غريبي راه بر دسته عزاداري واژه هايم بسته است؟...
    امروز با پاي دل، از كوچه بني هاشم تا بقيع را نه هفت بار كه هفتاد بار هروله كنان، پا به پاي زائرانت گريسته ام. راستي بقيع چيست جز حنجره اي زخمي و آينه اي تمام قد از معصوميت و مظلوميت تو؟
    در كدام گوشه شب آرميده اي؟ دلم را به كدام قبله عاشقي بچرخانم كه رو به پنجره مهرباني تو باشد؟
    نگاه كن!
    هر گلي كه مي رويد از داغ تو گريبان چاك زده است و از وقتي كه چشم بسته اي هيچ طلوعي زيبا نيست و از اين رو همه پنجره ها ديوار شده اند. امروز خورشيد مجنوني است كه هر روز به دنبال ردي از مزار تو ذره، ذره خاك را جستجو مي كند. حال آن كه تو در دل هاي عاشقانت تكثير شده اي.
    تو به ما آموخته اي كه مثل گل هاي محمدي مي شود كوتاه زيست، اما در همه زمان ها جاري شد.
    امروز همه تاريخ گواه مظلوميت توست. همچنان كه فرزندان عزيزت هنوز هم مظلوم ترين انسان هاي روي زمينند.
    حالااين ماييم و نگاه شرمگيني كه به دستان با سخاوت تو دوخته شده است.


روزنامه جام جم امروز سه شنبه پنجم اردیبهشت 91

...و این

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/02/04

یا زهرا (س)

saeedi rad

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/30

فراخوان شعر

 

فراخوان سراسری

دومین همایش شعر "مقاومت و پایداری - دزفول"

 

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/26

شیمیایی!

آنقدر بالا نرفته ام که پاهایم بلرزد،
پست و مقامی هم ندارم که نگران از دست دادنش باشم،

از دنیای شما
تنها کمی اکسیژن می خواهم
و دستمالی برای سرفه هایم.

عقربه های ساعت که بایستند
                                          من هم می روم.

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/23

حضرت سبزقبا

این‌ که سربند شهیدان خداست

شال سبز حضرت سبز قباست

*پی نوشت۱: برای اعزام نیروی عملیات والفجر۸ علم سبزقبا را آوردند و شالهایش را بین نیروهای بسیجی تقسیم کردند. صبح عملیات بچه هایی که شال حضرت سبزقبا را به پیشانی یا دور گردن بسته بودند به شهادت رسیده بوند.

*پی نوشت۲: کتاب: خورشید در مشت


برچسب‌ها: تک بیت
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/20

بیاد سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

اين شعر را سال ۷۳ از زبان شهيد آويني نوشته ام . در جاهاي مختلف به نام اين شهيد عزيز نوشته شده. يادش گرامي باد!

مکه برای شما
فکه برای من
بالی نمی خواهم
این پوتین های کهنه هم می توانند
                     مرا به آسمان ببرند!

سعيدي راد

و اين لينك ها:
http://fc07.deviantart.net/fs71/f/2010/086/3/0/putin_parvaz_by_shiawallpapers.jpg

http://ksh2012.persiangig.com/boot.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/32741707143587470132.jpg

http://www.pejvaknews.ir/files/fa/news/1390/7/6/9812_806.jpg

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/19

نوشدارو

زخم‌ دارم‌ ـ بي‌شمار ـ از دوستاني‌ ناشكيب‌

اي‌ رفيق‌ مانده‌ در دل‌، نوشدارويت‌ كجاست‌


برچسب‌ها: تک بیت
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/19

عكس يادگاري

اوايل امسال در دزفول توسط حوزه هنري جلسه اي با هنرمندان دزفولي ترتيب داده شد كه حاصل آن مطرح شدن مسائل و مشكلات هنرمندان مقيم خارج از دزفول بود. قول و قرارهاي زيادي هم براي همكاري هاي بعدي گذاشته شد كه اميدوارم زمين نمانند. اين هم عكس يادگاري بعد از مراسم كه با مشخصات هنرمندان از ديسون آقاي موزون برداشتم.

سعيدي راد - هنرمندان دزفول

 

ایستاده از چپ به راست

آقایان :مهدی شریفی (بازیگروکارردان : مسئول واحد نمایش مرکز آفرینش های هنری دزفول)
عباس عبادی (شاعر و نویسنده مقیم دزفول)
رایی (کارمند دانشگاه علوم پزشکی دزفول)
سید حبیب حبیب پور(شاعر و نویسنده مقیم تهران)
سالمی نژاد (نويسنده مقیم تهران)
جدید زاده (تهیه کننده صداوسیما مقیم کرج)
هادی قمشی (بازیگر، طراح صحنه و لباس و نقاش مقیم تهران)
عبدالرحیم سعیدی راد (شاعر و نویسنده مقیم تهران)
دکتر نظام الدین امامی فر(استاد دانشگاه هنر شاهد تهران)
استاد حبیب نقاش ( پیشکوت نقاشی مقیم دزفول)
علیرضا صدیقی راد (خواننده و موسیقی دان مقیم کرج)
مهندس چرخابی (رئیس ستاد ساماندهی وبسایت های وزارت ارشاد مقیم تهران)
مجید صادپاپی ( معاونت فرهنگی هنری حوزه هنری استان خوزستان مقیم اهواز)
حاج عظیم سرافراز ( عضو محترم شورای شهرستان دزفول)
محمدعلی باشه آهنگر (کارگردان سینما مقیم تهران)
مهران موزون (از مديران صدا و سيماي مركز، مقیم تهران)

نشسته از چپ به راست

آقایان:میثم خالدیان (شاعر ، مسئول واحد شعر مرکز آفرینش های هنری دزفول)
مرتضی خداداد (خطاط و نقاش مقیم دزفول)
حمید نورآبادی (کارشناس هنر محیطی مقیم دزفول)
علیرضا مهدویان پور (فعال عرصه تئاتر ، مسئول مرکز آفرینش های هنری  دزفول)
رضا چراغ چشم (هنرهای تجسمی، مسئول واحد تجسمی مرکز آفرینش های هنری دزفول)
سید مرتضی سبزقبا (فیلمساز ، مسئول واحد تصویری مرکز آفرینش های هنری دزفول )
حاج غلامعلی سخاوتی (بازیگر ، مسئول کانون بسیج هنرمندان دزفول)

*پينوشت۱:
دوستي آشنا در كامنتي خصوصي فرمودند كه خط كشي بين هنرمندان داخل و خارج از دزفول صحيح نيست (من هم موافقم) و ضمنا اينها همه هنرمندان خارج از دزفول نيستند (گفتند خيلي ها دعوت شدند اما تعدادي اجابت فرمودند!) و شما نمي توانيد به هنرمندان شهر كمك كنيد چون مسئوليتي نداريد (من مي توانم كمك كنم چون مسئوليت دارم. و كمك كرده ام آنهم خيلي زياد اگر قبول نداريد زنگ بزنيد تا برايتان بشمارم. اما نوشتنشان در اينجا ريا مي شود!) و ديگر اينكه از اين جلسات چيزي بيرون نمي آيد (خب نيايد!!! همينكه رفقاي قديمي را ديديم  و شماره داديم و شماره گرفتيم كافي ست.)

*پينوشت۲:
دوست ديگري بي نام پيغام خصوصي گذاشته اند و حرفهاي سياسي زده اند اگر نظر مرا مي خواهند شماره همراهشان را بگذارند تا با ايشان تماس بگيرم.

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/16

یا علی مدد!

۱)
213 بار صدایت زدم
                        از حال رفتم
چشم که باز کردم
تو نبودی، امّا
                پیشانی‌ام بوی بهار می‌داد.

۲)
میخی بر دل نشست
                           پهلویی شکست!

۳)
دلم دوپاره است
نیمی در بقیع 
          نیمی در کربلا

۴)
هیجده کبوتر سپید بال
روی بام دل نشست
                  پشت آسمان شکست!

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

91/01/14

يا زهرا(س)

... براي فتح دلهاي شكسته

يكي اي كاش يا زهرا(س) بگويد!


برچسب‌ها: تک بیت
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/29

شعرکهای نوروزی

۱
برگی می روید
شعله فانوسی می رقصد
غزلی بر ذهن کاغذ می نشیند.

۲
قاب عکسی کهنه
صدای ضربان قلب ساعت
سین سکوت
بر سفره هفت سین

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/28

عید...

اينجا همه درخت‌هامان بيدند
لبخند و بهار بي تو در تبعيدند
بي روي تو لحظه لحظه‌هامان مرگند
با تو همه ثانيه‌هامان عيدند
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/27

نوروز رسید و باز...

در هر وجب از خاك تو را مي جويد
چون دشت عطشناك، تو را مي جويد
نوروز رسيد و باز دلتنگ توام
دلتنگترين تاك تو را مي جويد
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/27

نوروز

با شيطنتي درخت را پير كشيد
یک کوچه بن بست به تصوير كشيد
نوروز، ميان بوم نقاشي خود
تقويم دل مرا پر از تير كشيد
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/24

بهاریه 3

بعد از شب انتظار آمد بي تو
شوريده و بي قرار آمد بي تو
آقاي غريب من كه دلتنگ توام
يكبار دگر بهار آمد بي تو

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/24

بهاریه 2

من بی تو در این دیار خواهم پوسید
پاییزم و بی بهار خواهم پوسید
چشمی به در و چشم به راهت دارم
با این همه انتظار خواهم پوسید

 

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/24

نسیم یاد

گل بود كه با حال دگرگون روييد
در چشم تو باغهاي زيتون روييد
وقتي كه نسيم يادت از دشت گذشت
يكباره هزار بيد مجنون روييد

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/24

کارت تبریک عید

 

کارت تبریک عید

http://bahare1391.persianblog.ir/

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

90/12/21

دوبیتی عطش

خدا را، ای خدای عرش و افلاک
بده حالی که بگریزیم از خاک

 نَمی از عشق در جانم بیفشان
عطشناکم، عطشناکم، عطشناک

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   •