88/08/28
غزل قدیمی ماه
امشب اين ماه تر از ماه به حرف آمده است
باز بين من و تو آه به حرف آمده است
كاش مي ديدي از آن دور كه از شدت شوق
ماه در هيات يك آه به حرف آمده است
آن قدر ريخته ام حرف به چاه دل خويش
كه به همراهي من چاه به حرف آمده است
چشم خود دوخته ام بر نفس جاده عشق
آن قدر تا رگ اين راه به حرف آمده است
در پي وصف تو اي ماه شب چاردهم
دلم اين كوره خودخواه به حرف آمده است
88/08/27
یادی از علامه شیخ محمد تقی جعفری
گرچه به صورت پراکنده بخشهایی از زندگی ایشان به طور مرتب چاپ می شود. اما تا امروز به نام من کاری از زندگی ایشان چاپ نشده. علتش مهم نیست!
در طول دو سال مطالعه بر زندگی علامه جعفری، همیشه احساسم این بود که استاد یک دوره تعلیم اخلاق و منش زندگی برای من گذاشته. چرا که همه دوران زندگی ایشان خصوصا تواضع و فروتنی و سخت کوشی ایشان می تواند برای تمام اقشار جامعه الگو و اسوه عملی باشد.
تقریبا محال است پایم به مشهد برسد و بعد از زیارت به دارالذهد نروم. جایی که اگر به گوشه دیوار، نزدیک زمین، نگاه نکنی نام علامه را خواهی دید.
همان سال که کار سیره زندگی ایشان به پایان رسید، یک شب خوابشان را دیدم. در خواب به من گفت: آثار باقی مانده ام را در قالب پایان نامه دوره دکترا و کارشناسی ارشد بدهید تمام کنند. همان موقع این خواب را برای فرزندشان تعریف کردم و استقبال کردند اما خبر ندارم که عملی شد یا خیر.
روحشان شاد!
88/08/24
محمود شاهرخي، شاعر پيشكسوت انقلاب درگذشت
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مراسم تشييع پيكر اين شاعر بزرگ انقلابي فردا ساعت 9 صبح با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونين و مسئولان وزارتخانه، خانواده و بستگان آن مرحوم و جمعي از اصحاب فرهنگ و هنر، فرهيختگان كشورمان، از مقابل تالار وحدت تشييع خواهد شد.
پيكر مرحوم شاهرخي در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام خواهد گرفت.
عليرضا قزوه، شاعر و مدير مركز تحقيقات زبان فارسي دهلينو، در گفتوگو با خبرنگار فارس درباره مرحوم محمود شاهرخي گفت: شاهرخي از چهرههاي ماندگار شعر ماست كه نامش با نام دوستان ديرينش استادان ارجمند مشفق كاشاني و حميد سبزواري گره خورده است و ...
ادامه مطلب
88/08/22
محمود شاهرخي شاعر انقلاب به كما رفت

به گزارش خبرگزاري فارس، شاهرخي روز دوشنبه براي انجام عمل جراحي روده به بيمارستان منتقل شد و روز گذشته نيز عمل ديگري روي او انجام شد، اما صبح امروز به علت ايست قلبي و ضعف به كما رفت.
محمود شاهرخي متولد 1306 بم است.
وي يكي از مشهورترين چهرههاي شعر آييني پس از انقلاب است كه سالها، هم در شعر انقلاب و هم در شعر جنگ فعال بوده است.
از جمله آثار او ميتوان به درسي را كه از قرآن آموختهام، در غبار كاروان، نسيم وصل، ز اشك پرس حكايت، امام علي (ع) روح بينهايت، شميمي از گلزار معرفت، امام حسين (ع) تجلي جلال و جمال، بر آستان جانان، كيمياي احسان و ترجيعات توحيدي اشاره كرد.
برای سلامتی استاد شاهرخی دعا کنیم.
88/08/19
ترانه اگه رو کنی به باغم!
روز من ابريه بي تو، شب من بي تو غريبه
آسمون مهگرفته از نگاهات بي نصيبه
يه سکوت سنگي انگار، ريشه کرده روي لبهام
ابري از جنس بهونه، ميباره رو تن شبهام
اي ستارة شب من، نگو که اين همه دوري
واسة دلواپسيهام، هميشه سنگ صبوري
يه شقايقم که پاهاش، اسير خواب زمينه
امّا آسمونو ميخواد، تا شايد تو رو ببينه
چتر مهربونياتو، رو سرم بگير دوباره!
كه يه روز اگه نباشي، ميميرم با يک اشاره
اي بهار پر ترانه! کاشکي باز بياي سراغم
مثه گلها جون ميگيرم، اگه رو کني به باغم
88/08/12
از مجموعه حق با آفتابگردان هاست:
سلام. عاشقانه ترين سلامهايم را بپذير!
اين نامه را در زير نور ماه برايت مينويسم.
چند دقيقه پيش فرشتهاي كه دستهايش بوي پاييز ميداد، در كنارم نشست و گفت: «ماه تكهاي ست شكسته از آينهاي كه شاعران، در آن چهره ميشويند.»
به آسمان نگاه كردم. ماه لبخندي شاعرانه تحويلم داد. آسمان و شاعران چقدر رازهاي سر بسته در سینه دارند!
كاش فرشتهاي از تو برايم ميگفت. از تو كه رازناك تر از ماه و آسمان و تمام شاعراني!
از تو كه دلگرم تر از خورشيدي و مهربان تر از پروانههاي عاشق.
پيش ازاين هم برايت نوشته بودم كه خداوند تو را براي دل من آفريده است. براي لحظههاي تنهايي و انتظار من.
حالا چشمهايم را ميبندم و تو را ميبينم كه آينهاي به من هديه ميدهي؛
آينهاي كه تنها تو را به من نشان ميدهد. همین!
ديگر عرضي ندارم...
88/08/10
شعر و ترجمه 3
این سیاه جامگان
واژه نیستند
کلاغهای گرمازده ای هستند
که در لابلای دفترم
گیج می خورند...
These people clad in black
Are not the morphemes
They are the sun stricken crows
Which are staggering
Amidst the pages of my notebook
88/08/09
شعر و ترجمه 2
روز خوبی ست،امروز!
نه هواپیمایی سقوط کرده
نه نگاه اطلسی ها زیر پاهای کسی له شده است
اما
کنار همین صندلی های پارک
کلاغی به آرزوهایم نک می زند
این خبر مهم را
اخبار هیچ شبکه ای اعلام نمی کند
ترجمه از سرکار خانم اعظم ناصری:Today, it's a good day
No plane has fallen down
No petunia's look
Hasn't trod upon by someone's feet
But,
Near the very parks' benches
A crow is pecking at my wishes
This important news
Is not announced by any channel
88/08/07
شعر و ترجمه 1
پیش از تو
هیچ پلی خواب هایم را به آسمان نمی برد
و هیچ جمعه ای بارانی نبود
حتی هیچ سیبی در غروب چشمانم سرخ نمی شد
حالا ناودان ها اشک شوق می ریزند
و خاک
بوی قدم های تو را می دهد
ترجمه از سرکار خانم اعظم ناصری:
Before you,
No bridge carries my dreams to the sky
And no Friday was rainy
Even no apple in my eyes sunset became red
Now the spouts are crying happily
And the soil
Smells your steps
88/08/04
حق با آفتابگردان هاست
مجموعه نثر ادبی حق با آفتابگردان هاست چاپ شد.
این کتاب مجموعه نثر ادبی ۳۶۰ صفحه ای سه بخش داد. بخش اول شامل ۱۲۸ نامه عاشقانه و عارفانه است که در انتهای این بخش ۳ نقد از آقایان دکتر سنگری، میرافضلی و شکارسری در خصوص نامه و نامه نویسی درج شده است. بخش دوم که دانه های تسبیح نام دارد شامل نثر های کوتاه با موضوعات عارفانه و دفاع مقدس است. بخش سوم این کتاب یادهای زلال نام دارد که شامل نثرهای با موضوع دفاع مقدس است. یادهای زلال در سالهای حدود ۷۷ و ۷۸ زمانی که در روزنامه اطلاعات کار می کردم نوشته شده و در ستونی با همین نام درج می شد.
کتاب حق با آفتابگردان هاست رو می تونید از نشر تکا واقع در تهران - خیابان انقلاب- بین صبا و فلسطین - انتشارات تکا تهیه کنید.

