تبليغاتX
شاعرانه - poetic

88/08/28

غزل قدیمی ماه

امشب اين ماه تر از ماه به حرف آمده است
باز بين من و تو آه به حرف آمده است

كاش مي ديدي از آن دور كه از شدت شوق
ماه در هيات يك آه به حرف آمده است

آن قدر ريخته ام حرف به چاه دل خويش
كه به همراهي من چاه به حرف آمده است

چشم خود دوخته ام بر نفس جاده عشق
آن قدر تا رگ اين راه به حرف آمده است

در پي وصف تو اي ماه شب چاردهم
دلم اين كوره خودخواه به حرف آمده است

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/27

یادی از علامه شیخ محمد تقی جعفری

سال ۷۸ سفارشی از طرف فرزند علامه جعفری گرفتم که در مورد پدر مرحومشان مطالعه کنم. بعد با راهنمایی های آقای دکتر غلامعلی رجایی قرار شد، سیره زندگی ایشان نوشته شود. حدود دو سال روی زندگی سراسر پر فراز و نشیب و پر برکت زنده یاد استاد جعفری کار کردم.  با شاگردان و خانواده و بستگان استاد در تهران و چند شهر دیگر مصاحبه کردم و کتابها و روزنامه های متععدی را مورد کنکاش و  تحقیق قرار دادم. حاصل کار یک مجموعه خاطره حدود ۹۰۰ صفحه ای شد. البته تا الان چاپ نشده است.
گرچه به صورت پراکنده بخشهایی از زندگی ایشان به طور مرتب چاپ می شود. اما تا امروز به نام من کاری از زندگی ایشان چاپ نشده. علتش مهم نیست!

در طول دو سال مطالعه بر زندگی علامه جعفری، همیشه احساسم این بود که استاد یک دوره تعلیم اخلاق و منش زندگی برای من گذاشته. چرا که همه دوران زندگی ایشان خصوصا تواضع و فروتنی و سخت کوشی ایشان می تواند برای تمام اقشار جامعه الگو و اسوه عملی باشد.

تقریبا محال است پایم به مشهد برسد و بعد از زیارت به دارالذهد نروم. جایی که اگر به گوشه دیوار، نزدیک زمین، نگاه نکنی نام علامه را خواهی دید.
همان سال که کار سیره زندگی ایشان به پایان رسید، یک شب خوابشان را دیدم. در خواب به من گفت: آثار باقی مانده ام را در قالب پایان نامه دوره دکترا و کارشناسی ارشد بدهید تمام کنند. همان موقع این خواب را برای  فرزندشان تعریف کردم و استقبال کردند اما خبر ندارم که عملی شد یا خیر.

روحشان شاد!

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/24

محمود شاهرخي، شاعر پيشكسوت انقلاب درگذشت

خبرگزاري فارس: محمود شاهرخي شاعر پيشكسوت انقلاب اسلامي، كه 82 سال داشت، صبح امروز (یکشنبه) در بيمارستان عرفان در تهران درگذشت.

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مراسم تشييع پيكر اين شاعر بزرگ انقلابي فردا ساعت 9 صبح با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونين و مسئولان وزارتخانه، خانواده و بستگان آن مرحوم و جمعي از اصحاب فرهنگ و هنر، فرهيختگان كشورمان، از مقابل تالار وحدت تشييع خواهد شد.
پيكر مرحوم شاهرخي در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام خواهد گرفت.

عليرضا قزوه، شاعر و مدير مركز تحقيقات زبان فارسي دهلي‌نو، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره مرحوم محمود شاهرخي گفت: شاهرخي از چهره‌هاي ماندگار شعر ماست كه نامش با نام دوستان ديرينش استادان ارجمند مشفق كاشاني و حميد سبزواري گره خورده است و ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/22

محمود شاهرخي شاعر انقلاب به كما رفت

خبرگزاري فارس: محمود شاهرخي شاعر پيشكسوت انقلاب، كه 82 سال دارد، صبح امروز پس از انجام دو عمل جراحي در بيمارستان عرفان تهران به كما رفت.

به گزارش خبرگزاري فارس، شاهرخي روز دوشنبه براي انجام عمل جراحي روده به بيمارستان منتقل شد و روز گذشته نيز عمل ديگري روي او انجام شد، اما صبح امروز به علت ايست قلبي و ضعف به كما رفت.
محمود شاهرخي متولد 1306 بم است.
وي يكي از مشهورترين چهره‌هاي شعر آييني پس از انقلاب است كه سال‌ها، هم در شعر انقلاب و هم در شعر جنگ فعال بوده است.
از جمله آثار او مي‌توان به درسي را كه از قرآن آموخته‌ام، در غبار كاروان، نسيم وصل، ز اشك پرس حكايت، امام علي (ع) روح بي‌نهايت، شميمي از گلزار معرفت، امام حسين (ع) تجلي جلال و جمال، بر آستان جانان، كيمياي احسان و ترجيعات توحيدي اشاره كرد.

برای سلامتی استاد شاهرخی دعا کنیم.

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/19

ترانه اگه رو کنی به باغم!

روز من ابريه بي تو، شب من بي تو غريبه

آسمون مه‌گرفته از نگاهات بي نصيبه

 يه سکوت سنگي انگار، ريشه کرده روي لب‌هام

ابري از جنس بهونه، مي‌باره رو تن شب‌هام

 اي ستارة شب من، نگو که اين همه دوري

واسة دلواپسي‌هام، هميشه سنگ صبوري

 يه شقايقم که پاهاش، اسير خواب زمينه

امّا آسمونو مي‌خواد، تا شايد تو رو ببينه

 چتر مهربونياتو، رو سرم بگير دوباره!

كه يه روز اگه نباشي، مي‌ميرم با يک اشاره

 اي بهار پر ترانه! کاشکي باز بياي سراغم

مثه گل‌ها جون مي‌گيرم، اگه رو کني به باغم

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/12

از مجموعه حق با آفتابگردان هاست:

سلام. عاشقانه ترين سلام‌هايم را بپذير!
اين نامه را در زير نور ماه برايت مي‌نويسم.
چند دقيقه پيش فرشته‌اي كه دستهايش بوي پاييز مي‌داد، در كنارم نشست و گفت: «ماه تكه‌اي ست شكسته از آينه‌اي كه شاعران، در آن چهره مي‌شويند.»

به آسمان نگاه كردم. ماه لبخندي شاعرانه تحويلم داد. آسمان و شاعران چقدر رازهاي سر بسته در سینه دارند!

كاش فرشته‌اي از تو برايم مي‌گفت. از تو كه رازناك تر از ماه و آسمان و تمام شاعراني!
از تو كه دلگرم تر از خورشيدي و مهربان تر از پروانه‌هاي عاشق.

پيش از‌اين هم برايت نوشته بودم كه خداوند تو را براي دل من آفريده است. براي لحظه‌هاي تنهايي و انتظار من.
حالا چشم‌هايم را مي‌بندم و تو را مي‌بينم كه آينه‌اي به من هديه مي‌دهي؛
آينه‌اي كه تنها تو را به من نشان مي‌دهد. همین!
ديگر عرضي ندارم...

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/10

شعر و ترجمه 3

این سیاه جامگان

واژه نیستند

کلاغهای گرمازده ای هستند

که در لابلای دفترم

گیج می خورند...
ترجمه از سرکار خانم اعظم ناصری

These people clad in black

Are not the morphemes

They are the sun stricken crows

Which are staggering

Amidst the pages of my notebook

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/09

شعر و ترجمه 2

روز خوبی ست،امروز!

نه هواپیمایی سقوط کرده

نه نگاه اطلسی ها زیر پاهای کسی له شده است

اما

کنار همین صندلی های پارک

کلاغی به آرزوهایم نک می زند

این خبر مهم را

اخبار هیچ شبکه ای اعلام نمی کند

ترجمه از سرکار خانم اعظم ناصری:

Today, it's a good day

No plane has fallen down

No petunia's look

Hasn't trod upon by someone's feet

But,

Near the very parks' benches

A crow is pecking at my wishes

This important news

Is not announced by any channel

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/07

شعر و ترجمه 1

پیش از تو

هیچ پلی خواب هایم را به آسمان نمی برد

و هیچ جمعه ای بارانی نبود

حتی هیچ سیبی در غروب چشمانم سرخ نمی شد

حالا ناودان ها اشک شوق می ریزند

و خاک

بوی قدم های تو را می دهد

ترجمه از سرکار خانم اعظم ناصری:

Before you,

No bridge carries my dreams to the sky

And no Friday was rainy

Even no apple in my eyes sunset became red

Now the spouts are crying happily

And the soil

Smells your steps

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   • 

88/08/04

حق با آفتابگردان هاست

مجموعه نثر ادبی حق با آفتابگردان هاست چاپ شد.

 saeedi rad

این کتاب مجموعه نثر ادبی ۳۶۰ صفحه ای سه بخش داد. بخش اول شامل ۱۲۸ نامه عاشقانه و عارفانه است که در انتهای این بخش ۳ نقد از آقایان دکتر سنگری، میرافضلی و شکارسری  در خصوص نامه و نامه نویسی درج شده  است. بخش دوم که دانه های تسبیح نام دارد شامل نثر های کوتاه با موضوعات عارفانه و دفاع مقدس است. بخش سوم این کتاب یادهای زلال نام دارد که شامل نثرهای با موضوع دفاع مقدس است. یادهای زلال در سالهای حدود ۷۷ و ۷۸ زمانی که در روزنامه اطلاعات کار می کردم نوشته شده و در ستونی با همین نام درج می شد.

کتاب حق با آفتابگردان هاست رو می تونید از نشر تکا واقع در تهران - خیابان انقلاب- بین صبا و فلسطین - انتشارات تکا تهیه کنید.

نوشته شده توسط سعیدی راد در |  لینک ثابت   •