88/02/29
عرض تسلیت
از وقتی که روی زندگی مرحوم علامه جعفری یه تحقیق 900 صفحه ای انجام دادم؛ حسابی شیفته شخصیت این بزرگوار شدم، به همین خاطر همیشه خودم را ملزم می دونم که اگر سعادت زیارت امام هشتم نصیبم شد حتما به زیارت علامه هم در دار الذهد بروم.
یه روز که توی دارالزهد مشغول خواندن فاتحه برای مرحوم علامه بودم متوجه یه آقای نورانی در گوشه سمت راست در ورودی شدم. داشت از نشسته نماز می خواند. هر کس متوجه حضور ایشون می شد دو زانو در کنارش می نشست.
کم کم ده پانزده نفری کنارش حلقه زدند اما او انگار هیچکس رو نمی دید و خیلی ساده و بی آلایش گرم ذکر خودش بود. سیمای آسمونی و حالات معنویش حسابی منو جذب خودش کرد. از یکی پرسیدم: این حاج کیه؟ یواش در گوشم گفت: آیت الله بهجت!
خیلی جا خودم. همون کسی که راههای آسمون رو بهتر از زمین می شناخت. خیلی در موردش خوانده بودم و شنیده بودم. همون که دوست داراش برای خواندن دو رکعت نماز عاشقانه پشت سرش، رنج صدها کیلومتر راه رو متحمل می شن...
یادمه یکی از شاگرداش برام تعریف کرد: یه بار دعوتش می کنن برای سخنرانی. میره بالای تریبون و میگه من راضی به سخنرانی نبودم اما در پاسخ به اصرار دعوت کننده ها همه عرایضم به شما اینه که: به آنچه می دانید عمل کنید و به آنچه نمی دانید با احتیاط عمل کنید. والسلام.
ارتحال عالم ربانی حضرت آیت الله بهجت را تسلیت عرض می کنم.

